هوا كه اين روزها بس ناجوانمردانه سرد هست، و حرصمان زمانی بیشتر میشود که همه جا برف و بارانی میآید و ما در کف قطره باران و یا برفی چشم به آسمان خاکستری شهر میدوزیم و زیر لب ترانهای زمزمه میکنیم... (البت همین الان از آن بالا ندایی آمد که چشت رو بگیرد، همین چند روز قبلی برایتان مقدار متنابهی برف و باران گسیل داشتیم... و ماجرا ادامه دارد از آنها اصرار و از ما انکار).
اوضاع غزه همچون روزهای گذشته زجرآور است و سناریوی همیشگی عراق در این روزهای عاشورایی مزید بر علت شده و خوب بساطی شده برای همه آنانی که با ابزارهای رسانهای خود در این بازار مکارهای که گرد آوردهاند آب به آسیاب خود میریزند... افسوس که از خرد کاری بر نمیآید.
اوضاع اقتصادی مملکت هم که از اوضاع هوای سرد، خیلی خیلی ناجوانمردانهتر است (حداقل هوا از روی غریزه این میکند اما امان از این اقتصاد مملکت که از روی ... آن میکند). به لطف عذباقلی بودن (ذکر این نکته تکراری است اما اندازه گوشهایم خوب هست... پس لطفاً اصرار نکنید) و از آنجایی که "درویش را هر جا خوش آید آنجا سرای اوست" همچنان در منزل پدری سکنی گزیدهایم و به تعبیری کنگر خورده و لنگری به قد و قواره کشتی تایتانیک انداختهایم (بینوا پدر و مادر گرامی)، و پیرو قوانین نانوشته و فرزند سالارانه و بر حسب عرف جامعه از کلیه امور منزلداری معاف هستم، لذا از چند و چون قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه اگر بر حسب لزوم و موقعیتهای فیس تو فیس و برخورد نزدیک از نوع سوم نداشته باشم، کاملاً بیاطلاع هستم، فقط هر از چندگاهی که اتفاقی قیمت فلان کالا به گوشم میرسد چشمهایم از چراغهای فولوکسهای قورباغهای هم بیشتر میزند بیرون. نمونهاش همین پریشبی هنگام صرف شام بود که صحبت قیمت گوجهفرنگی شد که خیلی عادی رقم 3000 تومان به گوشم خورد، در حافظهام (البت اگر چیزی به این اسم در کلهام باشد) سرچی کردم که همین چند وقت پیش نبود که سر قیمت 1500 تومانی گوجهفرنگی نزدیک بود انقلاب دیگری از نوع مخملی انجام شود و حالا چه راحت صحبت از 3000 تومان برای همان گوجهفرنگی انقلاب برانداز میشود.
... بواقع فکر میکنم این هم نمونه مشتی از خروار هست که برای ملت ایران و در حافظه تاریخیمان ثبت میشود که چه زود فراموش میکنیم همهچی را و این گم شدن در روزمرگیها بدجوری گریبانمان را گرفته.
هنوز هم احساس خفگی نمیکنید...!!؟
اوضاع شهر هم با این تبلیغات و ولخرجیهای فراوان برای تزریق روحیه سوگواری ایام محرم بدجوری تو ذوق میزند. طوری که امسال به پیشواز محرم رفتند خبر از برنامههای مفصلی برای این ایام داشت که به گوشتان میخورد. دریغ از ذرهای درک نهضت عاشورا.
پینوشت: حرف بسیار است، اما کوتاه سخن اینکه باید گذراند این روزمرگیها را، و چه بهتر برای هدفی غائی تا سرانجام خوشی داشته باشد هم برای خود و هم برای دیگران.