تبليغاتX
سیاه سفید خاکستری
برای روزهایی که پر شتاب می‌گذرند و...
 

 

 

 

 

سلام خوبین... ممنون که می‌یاین اینجا و حالی از من بی‌معرفت می‌پرسید و یادی از این کمترین می‌کنید. از حضور همه دوستان و اظهار لطفشون ممنون هستم. بی‌نهایت... ایشاءا...  موقع عروسی‌تون جبران کنیم. (از اونجایی که تریپ ازدواج ور افتاده و همه مجردی بیشتر حال می‌کنند و ما رو هم رنج حضور و جبران در مراسم نمی‌دن همچین دعایی کردم، حالا از من گفتن، عاقل باشین، زرتی همین فردا نرید از لج منم که شده مزدوج بشین...!!!).

روزگار ما هم همچنان می‌گذره و درگیری و کار بر روی پروژه برگزاری نمایشگاه همچنان ادامه داره، فقط استرس برگزاری و فشار کار بیشتر از قبل شده و البته هماهنگی و نظم تیم‌ورک‌های مختلف هم با کار خوب مدیریت پروژه بهتر از قبل شده. نظم کاری کمک بیشتری کرده برای داشتن زمان بیشتر برای استراحت و پرت کمتر انرژی و زمان، که این موضوع در روزهای پایانی و زمان برگزاری نمایشگاه خیلی می‌تونه کمک کنه برای نتیجه‌گیری بهتر و راندمان بالاتر گروه...

بگذریم...

اوضاعی که گفتم فکر کنم انقدر موجه باشه که بی‌خبری من رو از عالم بالا و پائین توجیه ‌کنه، اما بعضی از رخ‌دادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با این همه توهم کاری من همچنان در پس زمینه ذهن باقی می‌مونه و همیشه تلنگری بهت می‌زنه، حتی در حد یک اشاره تا از قلم نندازیشون.

تو اوضاع بین‌المللی بعد از اتفاقاتی که در هند افتاد و بسی جای تأسف داشت اونم در این روزگار، اوضاع منزجر کننده‌ای که رژیم صهیونیستی بوجود آورده و استفاده از اهرم‌های غیر مرسوم برای فشار بر مردمی که مثل گوشت قربونی این وسط گیر کردند خیلی زجرآور هست. سیاست  وطنی رو هم همچنان بی‌خیال باشیم بهتر هست. اما تو این خفقان نهادهای امنیتی در روز 16 آذر و در روزهای منتهی به اون، و اگه نیمه خالی قضیه رو بی‌خیال بشیم و فقط قست پر لیوان رو در نظر بگیریم پویا بودن حرکت‌های بظاهر کمرنگ اما تأثیرگذار نهضت دانشجویی روزنه امیدی برای همه ماست تا دل‌خوش همین فریادهای شکسته در گلو باشیم برای رهایی از خفقان و جهل روزمرگی‌ که گریبان ما رو گرفته... زنده باد آزادی...

اما بعضی وقت‌ها یک پدیده فرهنگی مثل کار خوب آقای کیانیان امیدوارم می‌کنه. نمایشگاه عکس آقای کیانیان خیلی سر و صدا به پا کرد، حضور خاتمی و همچنین تنی چند از بزرگان هنر و ادب  مملکت در این نمایشگاه و کیفیت بالای گالری عکس ایشون از لحاظ فنی و همچنین فروش خوب کارهاشون، فاکتورهایی بود که کمک شایانی کرد برای کسب موفقیت دیگه‌ای برای رضای کیانیان عزیز، امیدوارم این هنرمند ارزشمند کشورمون همچنان الگوی مناسبی برای همه ما و اهالی هنر برای پویندگی و حضور مؤثر در زندگی باشه.

تا از بخش ادبی خارج نشدیم یادی هم از سالروز تولد شاملوی گرام کنم که همیشه خودش و شعرش جایگاه ویژه‌ای نزد من و مطمئناً همه آحاد ملت ایران داشته، دوست داشتم به مناسبت بزرگداشتش بیشتر بنویسم که خوب مجالی نبود انشاا... زمانی دگر. یادش گرامی.

و اما اوضاع فوتبال هم خوب پیش می‌ره، فعلاً آبی‌های پایتخت خر مراد رو سوارند و چهارنعل دارن پیش می‌رند و اما اوضاع پرسپولیس هم با رفتن قطبی (که من هنوز در شوک از دست دادنش و رفتنش هستم و در فرصت مناسب راجع‌بهش می‌نویسم) با حضور پیروانی بدک نیست. این نیمکت‌نشینی پژمان نوری اگه ادامه داشت بد بامبولی می‌شد که با بازی خوب و درگیرانه امروزش فکر کنم ختم به خیر شده، (اگه بازیکن زحمت‌کش و با ارزشی مثل نوری پشت دیوار سلیقه پیروانی می‌موند بازم نشون دهنده برتری حماقت بر تعقل در جماعت فوتبالی بود)، در هر صورت با برد امروز مقابل پاس همدان، بدون گل خورده (بعد از مدت‌ها) زمان خوبی هست تا پرسپولیس برای شناختن خودش و باور توانایی‌هاش به یک همدلی تیمی دست پیدا کنه برای فتح جامی که با حضور این همه ستاره و بازیکن بزرگ خیلی شایسته اون هست.

خوب دیگه روزنوشت‌هام رو که رو هم تلنبار شده بود در قالب دوهفته‌نوشت  منتشر کردم، وگرنه تو این عصر ارتباطات ماهنامه منتشر کردن خیلی چیپ بود. آستین‌ها رو زدم بالا و پستی از خودم در وکردم تا بیشتر واسه خودم که از زندگی عقبم مروری کنم نه شما که ماشاا... جزء ملت همیشه آنلاین هستین. سعی می‌کنم با اوضاع جدید تایم بیشتری بگذارم.

اوقات خوشی داشته باشین و این حس خوب رو هم  به همدیگه هدیه کنید.

راستی امروز موقع رفتن به سمت محل کار داشتم باغ ملک‌آباد رو نگاه می‌کردم، انگاری که پاییز امسال اصلاً نیومده بود چون که زمستون خیلی وقته شروع شده... کجا رفتی پاییزِ پاییز... کجا رفتی...؟!!

 

 

 

 

 

 

پی‌نوشت: کمتر از یک ساعت دیگه بازی رئال‌مادرید و بارسلونا شروع می‌شه. اگه هر فوتبالی دیگه‌ای بود بی‌خیال بودم اما ال‌کلاسیکو یه چیز دیگست، اگه خواب موندم نگین بی‌مسئولیتی از حالا گفته باشم.

 

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:9  توسط امیر  |