خیلی خلاصه از پست قبل گفتم که...
بعضی آدمها پس از رسیدن به بنبست در مسئلهای، به جای قبول اشتباه و عوض کردن استراتژی برای مواجهه با اون مشکل، عدم کسب موفقیت خودشون رو به دوش دیگری میاندازند که خوب در کوتاه مدت و در شرایطی موقت این شونه خالی کردن از مسئولیت میتونه اونها رو در نظر افکار عمومی رهایی ببخشه اما در درازمدت نه.
و ادامه...
یک مثال بارز این روش رو در سطح کلانتر و جایی که موضوعات و چالشها فقط مختص به افراد خاصی نیست و کلیت یک جامعه با اون در ارتباط هست، همین بحثهای کلان مدیریتی جامعه هست که خوب در اکثر مواقع عدم مشاوره صحیح و استفاده از انسانهای کاربلد و بهرهگیری از تجربههای موفق سایرین باعث میشه علیرغم اون تبلیغات و شعارهای مدیران در رأس کار، پس از به بنبست رسیدن یا مواجهه با چالشی جدی، شروع به بهانهگیری و آسمون ریسمون بافتن که به این دلیل و اون دلیل و ... ما نتونستیم و یا راندمان کار پایین اومده، اما هم خودشون و هم افکار عمومی جامعه میدونند که این شونه خالی کردن از بار مسئولیت هست...
خوب بهتر از این بحثهای کلان جامعه یکم خارج بشیم و به همون مثالهای ملموستر زندگی خودمون برگردیم.
همیشه میگن راه درست و حرفی که صادقانه هست و از روی نیت درسته، نیاز به اما و اگر نداره و برای بودنش احتایجی به بند و تبصرهای براش نیست. بواقع همه ما آدمها بر حسب اینکه در چه محیطی رشد کردیم و آموزههایی که به ما یاد داده شده، بهتر از هر کس دیگهای میدونیم که راه درست چی هست و راه غلط کدومه؟ اما در این بین، خود ما هستیم که با حق انتخابی که داریم سر دو راهیها انتخاب میکنیم و زمانی که برای این انتخاب باید پاسخگو باشیم که چرا نتیجه انتخاب مطلوب نبوده خودمون رو به کوچهعلیچپ میزنیم و هزار و یک دلیل میآریم که من تقصیری ندارم و.... اما هر کدوم از ما پیش وجدان خودمون خوب میدونیم که ایراد کار از کجاست.
واقعیت اینه، دنیایی که خداوند آفریده با تمام عظمت و گوناگونیهاش در عین سادگی به کارش ادامه میده و این ما آدمها هستیم که بنا به ذهنیات خودمون و چیزی که در مخیله دنبال میکنیم و اعتقاداتی که داریم و برداشتهای مختلفمون از کلیت مفهوم زندگی، روابط، و انتخابهامون، به پیچیدگی دنیا برای خودمون و دیگری دامن میزنیم. با قوانینی که تنها روی زمین نوشته شده و نه در آسمانها، با اشاعه عقاید و رسومی که در هر دورهای و برحسب مقتضیات زمان خودش، در جهت نگه داشتن ما در رأس هست جایی که بتونیم کنترل بیشتری داشته باشیم بر روی دیگری، همه این پیچیده کردنها برای همین هست... وگرنه خداوند تمام نبوغ و عظمتش رو در عین ساده بودن قوانین وضع شدش در آسمانها برای بندگان زمینیش قرار داده و خواسته او سهیم بودن در این سادگیست نه پیچیدگیهایی که جز تباهی برای انسان و جامعه انسانی نیست.