گل سرخ، زیبا میشکفد چون
تلاش نمیکند نیلوفر باشد.
و نیلوفرها اینگونه زیبا میشکفند چون
چیزی از افسانه شکفتن گلهای دیگر نمیدانند
همه چیز در طبیعت زیبا است چون
تمام پدیدهها آزاد از رقابتاند،
هیچ یک نمیخواهد دیگری باشد.
همه به راه خود میروند.
نکته همین جاست!
خود باش و از یاد مبر
هر کار کنی نمیتوانی غیر از خود باشی.
تمام دست و پا زدنها عبث است.
تنها و تنها مجبوری خود باشی.
تنها خودت باش. تنها خودت باش. تنها خودت باش. تنها خودت باش. تنها خودت باش...
دارم تکرار میکنم یادم نره، دارم تکرار میکنم تا وقتی بین آدمهایی که تو زندگیشون دوست دارن نقاب بزنند و از صبح تا شب نقشی رو بازی کنند که برای اونها نوشته نشده، خودم رو گم نکنم و قاطی بازی اونها نشم و باهاشون روی پیست مسابقهای که برندهای نداره وارد نشم، اما وقتی خوب نگاه میکنم خیلی از مواقع پیش مییاد که بدون اینکه خودم هم خبر داشته باشم وارد این بازی شدم و...
خیلی مهمه که هر آدمی تو زندگیش نقش خودش رو بازی کنه فارق از دنیایی که هر لحظه وسوست میکنه تا نقش دیگهای رو بازی کنی. خوش به حال آدمهایی که یاد گرفتند تنها نقشی رو که بر عهدشون گذاشتند بازی کنند.
پینوشت1: شما چی هنوز مثل من اندر خم یک کوچه دربدر پیدا کردن نقشتون تو زندگی میگردین؟
پینوشت2: آه... پاییز هم از راه رسید، ماه رمضون هم شروع شد و دقایقش به سرعت در حال گذر هست، تو این روزمرگیهای کسالتبار شنیدن بعضی اخبار میتونه حسابی سر حال بیاردت، دم حمید سوریان گرم که حسابی خوشحالم کرد با قهرمانی دوبارش در مسابقات جهانی.
روزهای بیقراری،
این بهترین واژهای که واسه ثبت این روزها به ذهنم میرسه، دلیل هم کم ندارم.
پاییز...
پاییز این یگانه تابلوی آفرینش دوباره برای تداعی کردن لحظههای ناب عاشقی به روئیت هستینشینان گذاشته میشه.
نم نم بارون...
بوی خاک بارونخورده...
عطر دیوارهای کاهگلی...
صدای خشخش برگهای پاییزی زیر قدم رهگذرها...
خیابونهای خیس و خالی با سوز اول صبح و برگ درختهایی که اینور اونور نقش کفپوش خیابون رو بازی میکنند.
صدای اذان مرحوم مؤذنزاده با اون طنين ملكوتي...
سفره دم افطار با نون سنگک تازه و سبزی خوردن، چای تازه دم و زولبیا و بامیه و آش نذری همسایه و...
دو رکعت نماز اول وقت تو گرگ و میش آسمون و كلي اشك واسه ريختن ...
همه و همه در کنار دغدغههای ریز و درشت روزمره باعث میشه که بیتاب باشم و لحظهها رو سريعتر از تيك تيك ثانيه ها بشمارم، اما آخرشم مي دونم كه زمان مي گذرد و ما نيز هم...
پي نوشت1: خوب ديگه پاييز هم داره از راه مي رسه و تقارنش با ماه رمضان مثل سال گذشته حال ديگه اي داره، خوش به حال خودمون.
پي نوشت2: من دوست دارم بنويسم اما اين روزها واقعاً در دسترس نيستم، اميدوارم در آينده نزديك اوضاع بهتر از ايني كه هست بشه فعلاً بايد بسوزيم و بسازيم، روزگار ديگه چه مي شه كرد.
... وقتي سكوت مي كنيد متوجه مقدس ترين جا خواهيد شد. يك لحظه سكوت بالاترين حرمتي است كه مي توانيم گسترش دهيم. متوجه مي شويد سكوت كردن بالاترين حرمت براي خودتان هم هست. همان طور كه ‹هرمن ملوي› نوشته: ‹سكوت تنها صداي خداي ماست.› تمام چيزها و احساسات عميق با سكوت شروع شده اند...
پي نوشت1: شوش ش ش ش... لطفاً سكوت را رعايت كنيد، پيشاپيش از همكاري شما سپاسگزارم.
پي نوشت2: من دلم انقد، فقط انقد تنهايي و سكوت مي خواد.
در دل من چيزي ست، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بي تابم، كه دلم مي خواهد
بروم تا ته دشت، بروم تا سر كوه.
دورها آوايي ست، كه مرا مي خواند.
پي نوشت: هميشه لازم نيست حرف دلت رو خودت بزني، ممكنه يكي پيدا بشه كه تو دو سه جمله بزنه وسط خال.
خوب تا الان كه آخر شبي هست حتماً همتون خبر موفقيت واليباليست هاي نوجوان كشورمون در كسب عنوان قهرماني جهان رو شنيديد و كلي هم حال كرديد. تيم خوبي كه در چند بازي حساس مقابل تيم هاي طراز اول دنيا نتايج درخشاني رو كسب كرد تا صبح امروز خبر پيروزي درخشانشون در بازي فينال مقابل تيم قدرتمند چين و كسب عنوان با ارزش قهرماني جهان، دل تك تك ما ايراني ها رو شاد كنه.
هدف از نوشتن اين چند سطر هم تبريك مجدد اين موفقيت ارزشمند نوجوونهاي ايراني بود و ذكر اين نكته كه هر جا كه به توانايي هاي جوونهاي اين مملكت بها داده مي شه نتيجه اون چيزي جز سرفرازي ايران و ايراني جماعت نيست. جوونهايي كه از تواناييهاي فوق العاده اي برخوردار هستند اما متأسفانه بدليل عدم برنامه ريزي صحيح در سطح كلان كشور و مهمتر از اون نوع نگاه نه چندان مهربانانه به اين سرمايه هاي ارزشمند ملي، در حال هرز رفتن هستند. نمي خوام در روز سفيد جوونهاي ايراني با تكرار جمله هاي خاكستري كه همتون از بر هستيد، بقيه روزتون رو سياه كنم، پس تا درد دلم تازه نشده همينجا كات مي دم و اميدوار به لحظه اي هستم كه خردمندي جايگاه خودش رو در تصميم گيري مسئولين اين كشور بدست بياره تا شاهد تكرار اين موفقيت ها در تمام امور باشيم.
پي نوشت1: اصلاً ولش كنيد اين حرفها رو، اينها تراوشات يك ذهن خسته بودش، فقط قسمت تبريك به نوجوونهاي تيم ملي رو جدي بگيريد، پس به افتخار بر و بچ تيم ملي نوجوانان ايران كه با قهرماني جهان دل همه ايرانيها رو شاد كردند، كلاهاتون (كلاه شتري، باردا، لبه دار و... هيچ فرقي نمي كنه) از سر بر مي داريم و بلند (همچين محمدي پسند) بگين هيبيب هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.
پي نوشت2: وقتي دلت واسه نوشتن تنگ مي شه اما نه ذهن ياري مي كنه و نه رمقي براي نوشتن هست هميشه دنبال يك بهونه مي گردي كه اين فرصت رو بهت بده، خوب بهونه بهتر از اين نمي شد.
پي نوشت3: داشت يادم مي رفت مملكت گل و بلبل ديگه، خوش به حال اونهايي كه مي تونن از اين سه روز تعطيلي استفاده كنند، جاي منم خالي كنيد.